تبليغاتX
باورم کن
خدایا در برابرمشکلات به من تحملی عطا کن که باعث نشوندتو را فراموش کنم.

به تصور سراب خوشبختي آينده سعادت كنوني خود را از دست نده

در زندگي باران نباش كه فكر كنند خودت را با منت به شيشه ميكوبي ؛

ابر باش تا منتظرت باشند كه بيايي

 
 

 
 
 

 
+ نوشته شده در  دوشنبه پنجم آذر 1386ساعت 7:42 قبل از ظهر  توسط ساقی | 
من نشاني از تو ندارم، اما نشاني ام را براي تو مي نويسم: در عصرهاي

 انتظار،به ‏حوالي بي کسي قدم بگذار خيابان غربت را پيدا کن

 و وارد کوچه پس کوچه هاي ‏تنهايي شو کلبه ي غريبي ام را پيدا کن ،

 کنار بيد مجنون خزان زده و کنار مرداب ‏آرزوهاي رنگي ام!

در کلبه را باز کن و به سراغ بغض خيس پنجره برو!

حرير ‏غمش را کنار بزن! مرا خواهي ديد با بغضي کويري که

غرق عصاره ي انتظار پشت ‏ديوار دردهايم نشسته ام

+ نوشته شده در  دوشنبه پنجم آذر 1386ساعت 7:40 قبل از ظهر  توسط ساقی | 

هوای ابری زیباست ولی نه برای آسمانی که دلش گرفته باشد.

 

شب زیباست ولی نه برای ماهی که از تاریکی می ترسد.

 

رودخانه زیباست ولی نه برای آبی که از رفتن می هراسد.

 

کویر زیباست ولی نه برای خاکی که از وسعت خشکی تنفر دارد.

 

سوختن زیباست ولی نه برای شمعی که نور چشم(دل)ندارد.

 

گریه زیباست ولی نه برای اشکی که گونه را می سوزاند.

 

پرواز زیباست ولی نه برای پرنده ای که پر ندارد.

 

دوستی زیباست ولی نه برای محبتی که قدرش را نمی دانند.

 

هدیه زیباست ولی نه برای دستی که مملو از تهی ست.
+ نوشته شده در  دوشنبه پنجم آذر 1386ساعت 7:37 قبل از ظهر  توسط ساقی | 
+ نوشته شده در  شنبه بیست و ششم آبان 1386ساعت 8:9 قبل از ظهر  توسط ساقی | 

گاهی قلب چیزی را می بیند که چشمها قادر به دیدن آن نیستند 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و ششم آبان 1386ساعت 8:8 قبل از ظهر  توسط ساقی | 

روي تخته سنگي نوشته شده بود:

 

اگر جواني عاشق شد چه کند؟...

 

 

من هم زير آن نوشتم:

 

بايد

صبر کند...

 

براي بار دوم که از آنجا گذر کردم

  زير نوشته ي من کسي نوشته بود:

 

اگر صبر نداشته باشد

 

چه کند؟...

 

 من هم با بي حوصلگي نوشتم:

 

.....بميرد بهتراست

 

براي بار سوم که از آنجا عبور مي کردم.

انتظار داشتم زير نوشته من نوشته اي باشد.

 اما.............
+ نوشته شده در  شنبه بیست و ششم آبان 1386ساعت 7:56 قبل از ظهر  توسط ساقی | 
  • میدونی غم دیدنو زجر کشیدن خیلی سخته
  • دلمو تو غبار نامهربونی ها شکستن
  • قلبمو له کردن هر دم احساس میکردم قلبم تو مشت یه نامرد
  • داره فشرده میشه صدات کردم صدامو نشنیدی
  • قلبمو ندیدی ولی من نا امید نشدم همیشه با خاطر هات بودم
  • با یاد اون چشات اون دستای توانات
  • اون بوی نوازشگرموهات منم که خراب ومست بودم همیشه
  • نمیدونم چیکار کنم با عشقت با لبخندت با...
  • پرنده کوچیک دلم زیر هجوم نگاهای سنگینت له شد
  • تو بی اعتنایی...............!!!!!  
  • دارم میمیرم دارم از بین میرم اما تو
  • میشه پرنده قشنگمو آزاد کنی منو نوازش کنی
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و سوم آبان 1386ساعت 9:35 قبل از ظهر  توسط ساقی | 

داری

تویی که می گفتی اگه من نباشم می میری

تویی که میگفتی من دنیاتم

تو تاریکی نور چشماتم

می گفتی اگه ترکم کنی میمیرم

یا تا ابد به پای عشق تو میشینم

چرا با غریبه  نشستی؟

عشق و زیرپا گذاشتی؟

من چیزی کم گذاشتم؟

یا که وفا نداشتم؟

...........

روزی که گفتی عاشقی! پای همه چیز وایستادی !

خواستم که باور نکنم ؛ عاشقی رو رد بکنم

بگم همش یه رویاست ؛ عاشقی تو کتاباست

............

میدونی ؛ خیلی ساده ام ؛ زود باور و افتاده ام

حرفات و باور کردم ؛ توی دلم جا کردم

گفتم اگر ترکم  کنی؟ 

گفتی که باورمیکنی؟

گفتی همیشه با توام ؛ من عاشق روی توام

گفتم که این قلب منه ؛ برای تو دل می تپه

با حرفای عاشقونه ؛  قلبم و کردی دیوونه

.........

 حالا چی شد دوست داشتنات

عاشقیات ؛ میمرد نات
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و دوم آبان 1386ساعت 9:32 قبل از ظهر  توسط ساقی | 
 

مرگ آن نیست که در قبرستان دفن شوم٬مرگ آن است که از خاطر تو محو شوم...

بهترین لذت دنیا زمانیه که انتظارشو نداری و زیباترین اونا دوست داشتن است. پس بذار حالا که انتظارشو نداری بگم دوستت دارم.

مهم این است كه از یك خطا عبور كرده و آن را جبران كنی. هیچ كس نیست كه در زندگی خود دچار اشتباهات كوچك یا بزرگی نشده باشد پشیمانی تنها كافی نخواهد بود.

خيانت تنها اين نيست كه شب را با ديگري بگذراني ... خيانت ميتواند دروغ دوست داشتن باشد ! خيانت تنها اين نيست كه دستت را در خفا در دست ديگري بگذاري ... خيانت ميتواند جاري كردن اشك بر ديدگان معصومي باشد

عزیزم با اجازه روغن ماشینتو عوض کردم به جاش خون جیگرمو ریختم تا هروقت استارت میزنی به عشقت بسوزم

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و دوم آبان 1386ساعت 9:29 قبل از ظهر  توسط ساقی | 

تو روزنهء نوری درخانهء ظلمت پوش
ديباچهء آوازی برمتن شبِ خاموش
چيزی به من از باران چيزی به من از پرواز
چيزی به من از گريه چيزی به من از آواز
می بخشی و می خوابی بر بستری ازاعجاز
می مانم و می رويم درسنگرِ يک آغوش
بر متن شب خاموش.

 ...........یا حق

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و یکم آبان 1386ساعت 10:12 قبل از ظهر  توسط ساقی | 
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و یکم آبان 1386ساعت 10:12 قبل از ظهر  توسط ساقی | 

پياده در شطرنج اگر تا آخر راه ادامه بدهد ، وزير مي شود...!!!

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و یکم آبان 1386ساعت 10:10 قبل از ظهر  توسط ساقی | 
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و یکم آبان 1386ساعت 10:8 قبل از ظهر  توسط ساقی | 

يك : دوستت دارم ، نه به خاطر شخصيت تو ، بلكه به خاطر شخصيتي كه من در هنگام بودن با تو پيدا مي كنم

دو : هيچ كس لياقت اشك هاي تو را ندارد و كسي كه چنين ارزشي دارد باعث اشك ريختن تو نمي شود.

سه : اگر كسي تو را آن گونه كه مي خواهي دوست ندارد ، به اين معني نيست كه تو را با تمام وجودش دوست ندارد.

چهار : دوست واقعي كسي است كه دست هاي تو را بگيرد ولي قلب تو را لمس كند .

پنج : بدترين شكل دلتنگي براي كسي آن است كه در كنار او باشي و بداني كه هرگز به او نخواهي رسيد.

شش : هرگز لبخند را ترك نكن . حتي وقتي ناراحتي . چون هر كس ممكن است عاشق لبخند تو شود .

هفت : تو ممكن است در تمام دنيا فقط يك نفر باشي ، ولي براي بعضي افراد تمام دنيا هستي .

هشت : هرگز وقتت را با كسي كه حاضر نيست وقتش را با تو بگذراند ، نگذران.

نه : شايد خدا خواسته است كه ابتدا بسياري افراد نامناسب را بشناسي و سپس شخص مناسب را . به اين ترتيب وقتي او را يافتي بهتر مي تواني شكرگزار باشي .

ده : به چيزي كه گذشت غم نخور ، به آن چه پس از آن آمد لبخند بزن .

يازده : هميشه افرادي هستند كه تو را مي آزارند . با اين حال همواره به ديگران اعتماد كن و فقط مواظب باش كه به كسي كه تو را آزرده دوباره اعتماد نكني .

دوازده :خود را به فرد بهتري تبديل كن و مطمئن باش كه خود را مي شناسي قبل از آن كه شخص ديگري را بشناسي و انتظار داشته باشي او تو را بشناسد .

سيزده : زياده از حد خود را تحت فشار نگذار ، بهترين چيزها در زماني اتفاق مي افتد كه انتظارش را نداري . زندگی مثل پیانوست٬دکمه های سیاه برای غمها و دکمه های سفید برای شادی هااما زمانی می توانی آهنگ زیبا بنوازی که دکمه های سیاه و سفید را با هم فشار دهی.

وقتی کنار رود بودم٬نگاهم به قله کوه بود. به قله کوه که رسیدم٬سراپا محو تماشای رود شدم.

دل٬دلایلی دارد که عقل از آن بی خبر است....

انسانها دو دسته اند:آنهایی که بیدارند در تاریکی و آنهایی که خوابند در روشنایی.

کاش گل بودی تا به تلافی همه بدیهات تو را پرپر می کردم.

بهت حسودیم می شه٬چون قلبم به جای اینکه اول برای خودم بتپه٬برای تو می تپه!

هنوز در پی جراح زبر دستی هستم تا سرنوشت مرا به تو پیوند بزند.

هر وقت پیشم نیستی دلم برات تنگ می شه٬هر وقت هم که پیشم هستی دلم برات تنگ می شه.

مهم نیست که قشنگ باشی٬!قشنگ اینه که مهم باشی٬حتی برای یه نفر!

از تمام دنیا فقط چشمهایت را خواستم٬آیا آسمان٬سهم زیادی از دنیاست؟

وقتی تو رو دیدم کارگردان قلبم گفت:نور....صدا....حرکت....و من برای بدست آوردنت چه نقش ها که بازی نکردم.

بین هزاران دیروز و میلیونها فردا٬فقط یه دونه امروزه...پس از دستش ندیم.

جهان هر کس به اندازه وسعت فکر اوست.

در چشمان کسی که پرواز را نمی فهمد هر چه بیشتر اوج بگیری کوچکتر خواهی شد.

وقتی خاطره های آدم زیاد می شه دیوار اتاقش پر از عکس می شه٬اما همیشه دلت واسه اونی تنگ می شه که نمی تونی عکسشو رو دیوار ببینی...!

می نویسم "دیدار"تو اگر بی من و دلتنگ منی...یک به یک فاصله ها را بردار.

اگه اولش به فکر آخرش نباشی٬آخرش به فکر اولش می افتی...!

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و یکم آبان 1386ساعت 9:56 قبل از ظهر  توسط ساقی | 

زندگی اجبار است...

                      مرگ اخطار است...

                                        دوستی فقط یکبار است...

                                                                 اما جدایی بسیار است...

+ نوشته شده در  شنبه نوزدهم آبان 1386ساعت 9:26 قبل از ظهر  توسط ساقی | 
+ نوشته شده در  شنبه نوزدهم آبان 1386ساعت 9:22 قبل از ظهر  توسط ساقی | 

در خواب می‏مانم. برای هميشه در خواب می‏مانم تا بيداری، حس لمس عاشقانه‏ات را به گذار نبودت نسپارد. تو نيستی و من هر لحظه بيشتر به بودنت خو می‏گيرم .

می میرم...یا حق...

+ نوشته شده در  شنبه نوزدهم آبان 1386ساعت 9:17 قبل از ظهر  توسط ساقی | 

قانون عشق: يك پسر با يك نگاه از يك دختر خوشش مياد ... و عشق از طرف اون شروع ميشه ... تا جايي كه زندگيش رو پاي عشقش ميذاره ... اما دختر باور نميكنه ... چون يك چيزهايي ديده و شنديده ... تا دختر مياد پسر رو باور كنه ، پسر دلسرد و خسته ميشه ... ميره با يكي ديگه ... بعد كه دختر تازه تونسته پسر رو باور كنه ميره طرفش ... اما پسر رو با يكي ديگه ميبينه ... اينجاست كه ميگه: حدسم درست بود....

+ نوشته شده در  شنبه نوزدهم آبان 1386ساعت 9:16 قبل از ظهر  توسط ساقی | 

دوستم داري ؟ هميشه وقتي يکي ازم مي پرسيد چند تا دوستم داري يه عدد بزرگ ميگفتم... ولي وقتي تو ازم پرسيدي چند تا دوستم داري گفتم : يکي !!! ميدوني چرا ؟چون قوي ترين و بزرگترين عدديه که ميشناسم ... دقت کردي که قشنگترين و عزيز ترين چيزاي دنيا هميشه يکين ؟ ماه يکيه ... خورشيد يکيه ... زمين يکيه ... خدا يکيه ... مادر يکيه ... پدر يکيه ... تو هم يکي هستي ... وسعت عشق من به تو هم يکيه ... پس اينو بدون از الان و تا هميشه : يکي دوستت دارم

+ نوشته شده در  شنبه نوزدهم آبان 1386ساعت 9:16 قبل از ظهر  توسط ساقی | 
زﻧﺪگي دفتری از ﺧاﻃﺮه اﺳﺖ  ﯾک نفر در دل ﺧاک  ﯾـــک نفرھمـــﺪم ﺧﻮﺷـــبختي ھاﺳﺖ  ﯾک نفر ھمسفر ﺳختي ھاﺳﺖ  چشم ﺗـا ﺑـاز کنیم عمرﻣـان ﻣـي گذرد......به هوش باشیم تا خوش بگذرونیمش.....یه بیمار دارم ازتون خواهش میکنم براش دعا کنید...باید خوب بشه باید....خدایا کمکش کن...التماس دعا دارم..یا حق
+ نوشته شده در  چهارشنبه دوم آبان 1386ساعت 4:43 بعد از ظهر  توسط ساقی | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو وبلاگ
عناوین مطالب وبلاگ
درباره وبلاگ
22 سالمه اما زندگی به من تجربیات یه 50 ساله رو داده از یه طرف خوب بوده اما بدیهاش همیشه بیشتر از خوبیاش بوده فقط اینجا می تونم حرف دلمو بزنم . بیشترمیخوام ازدلتنگی هاوآرزوها بگم آرزوهایی که دلتنگیهارو کمرنگتر میکنه.مسلما همه اینا خطاب به کسی نوشته می شه کسی که ........امیدوارم شما هم با نظراتتون به من کمک کنید.

پیوندهای روزانه
آقا محمد
علمی و آموزشی
ستاره کارون
فقط به خاطرتو
یه کمی منو دوستم داشته باش
ستاره تنها
بوسه آتش
ماهان
آرشیو پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
اسفند 1385
بهمن 1385
دی 1385
آذر 1385
آبان 1385
مهر 1385
شهریور 1385
پیوندها
کیمیا
قصه عشق
مرد قبیله
پاييز محبت
بوسه محبت
موسیقی
شادی
مهدی
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM